<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet href="/stylesheet.xsl" type="text/xsl"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" xmlns:podcast="https://podcastindex.org/namespace/1.0">
  <channel>
    <atom:link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://feeds.transistor.fm/hesse-moshtarak" title="MP3 Audio"/>
    <atom:link rel="hub" href="https://pubsubhubbub.appspot.com/"/>
    <podcast:podping usesPodping="true"/>
    <title>Hesse Moshtarak | حس مشترک</title>
    <generator>Transistor (https://transistor.fm)</generator>
    <itunes:new-feed-url>https://feeds.transistor.fm/hesse-moshtarak</itunes:new-feed-url>
    <description>«تا حالا شده شعری را بخونی یا بشنوی، بعد حس کنی شاعر دقیقا دست گذاشته روی حرف دلت؟‌»با شاداب و پادکستش «حس مشترک»، همراه می‌شویم تا ضمن آشنایی با شاعرهای معاصر و خواندن شعرهای‌شان، از حس‌های مشترکی که با آنها داریم لذت ببریم.</description>
    <copyright>©Copyright Persian Media Production</copyright>
    <podcast:guid>492d57f4-fca2-5590-be8e-fd3794762ed0</podcast:guid>
    <podcast:locked owner="pmp@persianmediaproduction.org">no</podcast:locked>
    <language>fa</language>
    <pubDate>Fri, 09 Feb 2024 15:10:25 -0500</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 02 Dec 2025 15:41:09 -0500</lastBuildDate>
    <link>https://persianmediaproduction.org/7738/</link>
    <image>
      <url>https://img.transistor.fm/BBjC5_-bNkrkVAE3hLgvbSoccF9XNkjRUDxfJAT87fs/rs:fill:0:0:1/w:1400/h:1400/q:60/mb:500000/aHR0cHM6Ly9pbWct/dXBsb2FkLXByb2R1/Y3Rpb24udHJhbnNp/c3Rvci5mbS9zaG93/LzYxMzYvMTU3NTMz/MzgyNi1hcnR3b3Jr/LmpwZw.jpg</url>
      <title>Hesse Moshtarak | حس مشترک</title>
      <link>https://persianmediaproduction.org/7738/</link>
    </image>
    <itunes:category text="Arts"/>
    <itunes:category text="Society &amp; Culture"/>
    <itunes:type>serial</itunes:type>
    <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
    <itunes:image href="https://img.transistor.fm/BBjC5_-bNkrkVAE3hLgvbSoccF9XNkjRUDxfJAT87fs/rs:fill:0:0:1/w:1400/h:1400/q:60/mb:500000/aHR0cHM6Ly9pbWct/dXBsb2FkLXByb2R1/Y3Rpb24udHJhbnNp/c3Rvci5mbS9zaG93/LzYxMzYvMTU3NTMz/MzgyNi1hcnR3b3Jr/LmpwZw.jpg"/>
    <itunes:summary>«تا حالا شده شعری را بخونی یا بشنوی، بعد حس کنی شاعر دقیقا دست گذاشته روی حرف دلت؟‌»با شاداب و پادکستش «حس مشترک»، همراه می‌شویم تا ضمن آشنایی با شاعرهای معاصر و خواندن شعرهای‌شان، از حس‌های مشترکی که با آنها داریم لذت ببریم.</itunes:summary>
    <itunes:subtitle>«تا حالا شده شعری را بخونی یا بشنوی، بعد حس کنی شاعر دقیقا دست گذاشته روی حرف دلت؟‌»با شاداب و پادکستش «حس مشترک»، همراه می‌شویم تا ضمن آشنایی با شاعرهای معاصر و خواندن شعرهای‌شان، از حس‌های مشترکی که با آنها داریم لذت ببریم..</itunes:subtitle>
    <itunes:keywords>شعر، شاعران معاصر، ادبیات، هنر</itunes:keywords>
    <itunes:owner>
      <itunes:name>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:name>
    </itunes:owner>
    <itunes:complete>No</itunes:complete>
    <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    <item>
      <title>۱. مهشید امیرشاهی</title>
      <itunes:episode>1</itunes:episode>
      <podcast:episode>1</podcast:episode>
      <itunes:title>۱. مهشید امیرشاهی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">c8af8501-76e8-4b41-9a71-feb91327c652</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/a6a1a518</link>
      <description>
        <![CDATA[روی ورقی که از بین کاغذای دفترم افتاد، تیکه‌ای از نثر مهشید امیرشاهی رو دیدم. رفتم توی فکر. این ورق یادداشت رو وقتی ایران بودم ...]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[روی ورقی که از بین کاغذای دفترم افتاد، تیکه‌ای از نثر مهشید امیرشاهی رو دیدم. رفتم توی فکر. این ورق یادداشت رو وقتی ایران بودم ...]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 04:00:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/a6a1a518/112b7283.mp3" length="21148081" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>877</itunes:duration>
      <itunes:summary>روی ورقی که از بین کاغذای دفترم افتاد، تیکه‌ای از نثر مهشید امیرشاهی رو دیدم. رفتم توی فکر. این ورق یادداشت رو وقتی ایران بودم ...</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>روی ورقی که از بین کاغذای دفترم افتاد، تیکه‌ای از نثر مهشید امیرشاهی رو دیدم. رفتم توی فکر. این ورق یادداشت رو وقتی ایران بودم ...</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>شعر، شعر معاصر، شاعران معاصر، مهشید امیرشاهی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۲. پابلو نرودا</title>
      <itunes:episode>2</itunes:episode>
      <podcast:episode>2</podcast:episode>
      <itunes:title>۲. پابلو نرودا</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">d63e096d-daa0-48e5-8d75-6b1e108a6c07</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/591b76d1</link>
      <description>
        <![CDATA[یه وقتایی فرقی نمی‌کنه شاعر اهل کجا باشه. وقتی که شعر از عمق دلش اومده باشه، یه راست، می‌تونه قلب هر آدمی رو اهل هر نقطه‌ای که باشه به وجد یا درد بیاره.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[یه وقتایی فرقی نمی‌کنه شاعر اهل کجا باشه. وقتی که شعر از عمق دلش اومده باشه، یه راست، می‌تونه قلب هر آدمی رو اهل هر نقطه‌ای که باشه به وجد یا درد بیاره.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Tue, 10 Dec 2019 00:00:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/591b76d1/6e86d05f.mp3" length="20871468" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>864</itunes:duration>
      <itunes:summary>یه وقتایی فرقی نمی‌کنه شاعر اهل کجا باشه. وقتی که شعر از عمق دلش اومده باشه، یه راست، می‌تونه قلب هر آدمی رو اهل هر نقطه‌ای که باشه به وجد یا درد بیاره.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>یه وقتایی فرقی نمی‌کنه شاعر اهل کجا باشه. وقتی که شعر از عمق دلش اومده باشه، یه راست، می‌تونه قلب هر آدمی رو اهل هر نقطه‌ای که باشه به وجد یا درد بیاره.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، پابلو نرودا، شعر</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۳. احمد شاملو</title>
      <itunes:episode>3</itunes:episode>
      <podcast:episode>3</podcast:episode>
      <itunes:title>۳. احمد شاملو</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">af7c4e3f-1a02-45d5-86d6-62a82958541d</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/061496c3</link>
      <description>
        <![CDATA[شعرهای شاملو برای من یه پناهنگاه بود که بهش تکیه بدم و برای یک ساعت هم که شده، از تو دنیای شلوغ و خسته‌کننده‌ی روزمره کنار بکشم.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[شعرهای شاملو برای من یه پناهنگاه بود که بهش تکیه بدم و برای یک ساعت هم که شده، از تو دنیای شلوغ و خسته‌کننده‌ی روزمره کنار بکشم.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 12:00:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/061496c3/fe483413.mp3" length="20383012" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>847</itunes:duration>
      <itunes:summary>شعرهای شاملو برای من یه پناهنگاه بود که بهش تکیه بدم و برای یک ساعت هم که شده، از تو دنیای شلوغ و خسته‌کننده‌ی روزمره کنار بکشم.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>شعرهای شاملو برای من یه پناهنگاه بود که بهش تکیه بدم و برای یک ساعت هم که شده، از تو دنیای شلوغ و خسته‌کننده‌ی روزمره کنار بکشم.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>احمد شاملو، ادبیات و هنر، شعر، شعر فارسی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۴. سهراب سپهری</title>
      <itunes:episode>4</itunes:episode>
      <podcast:episode>4</podcast:episode>
      <itunes:title>۴. سهراب سپهری</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">c7cd9d30-4c7c-44a6-8ddd-faeb7dced0c1</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/8d29bc21</link>
      <description>
        <![CDATA[اون‌روز این‌قدر به سهراب و شعرهاش فکر کرده بودم، که خوابشو دیدم. تو خواب تمام فضا همونی بود که توی شعرش هست. جوی آب، مادرش در حال ریحان‌چیدن و ما در حال قدم‌زدن.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[اون‌روز این‌قدر به سهراب و شعرهاش فکر کرده بودم، که خوابشو دیدم. تو خواب تمام فضا همونی بود که توی شعرش هست. جوی آب، مادرش در حال ریحان‌چیدن و ما در حال قدم‌زدن.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 23 Dec 2019 19:15:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/8d29bc21/a17aaff9.mp3" length="21614785" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>893</itunes:duration>
      <itunes:summary>اون‌روز این‌قدر به سهراب و شعرهاش فکر کرده بودم، که خوابشو دیدم. تو خواب تمام فضا همونی بود که توی شعرش هست. جوی آب، مادرش در حال ریحان‌چیدن و ما در حال قدم‌زدن.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>اون‌روز این‌قدر به سهراب و شعرهاش فکر کرده بودم، که خوابشو دیدم. تو خواب تمام فضا همونی بود که توی شعرش هست. جوی آب، مادرش در حال ریحان‌چیدن و ما در حال قدم‌زدن.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>شعر، شاعران معاصر، شعر فارسی، سهراب سپهری</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۵. گروس عبدالملکیان</title>
      <itunes:episode>5</itunes:episode>
      <podcast:episode>5</podcast:episode>
      <itunes:title>۵. گروس عبدالملکیان</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">a95106bc-9236-403f-bc4b-31ffc711c6ef</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/ed59f6a0</link>
      <description>
        <![CDATA[یادداشت سپهر رو که در مورد گروس خوندم، بیشتر به شعر هاش رو آوردم و دیدم دقیقا، شعر گروس «دستی است که همیشه برای گرفتن زخم‌های‌مان کم داریم».]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[یادداشت سپهر رو که در مورد گروس خوندم، بیشتر به شعر هاش رو آوردم و دیدم دقیقا، شعر گروس «دستی است که همیشه برای گرفتن زخم‌های‌مان کم داریم».]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/ed59f6a0/61c6f4c1.mp3" length="21123548" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>871</itunes:duration>
      <itunes:summary>یادداشت سپهر رو که در مورد گروس خوندم، بیشتر به شعر هاش رو آوردم و دیدم دقیقا، شعر گروس «دستی است که همیشه برای گرفتن زخم‌های‌مان کم داریم».</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>یادداشت سپهر رو که در مورد گروس خوندم، بیشتر به شعر هاش رو آوردم و دیدم دقیقا، شعر گروس «دستی است که همیشه برای گرفتن زخم‌های‌مان کم داریم».</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، شعر، شعر فارسی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۶. فریدون مشیری</title>
      <itunes:episode>6</itunes:episode>
      <podcast:episode>6</podcast:episode>
      <itunes:title>۶. فریدون مشیری</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">53fe35fc-8ac3-4a5a-981b-c3d09042764e</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/7e3ebad8</link>
      <description>
        <![CDATA[فریدون مشیری شاعر مهربانیه. توی شعراش می‌شه محبت رو پیدا کرد و تو زندگی به کار برد. می‌شه با شعرهاش دوست شد و دوستی‌ها رو بنا کرد و پایدار.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[فریدون مشیری شاعر مهربانیه. توی شعراش می‌شه محبت رو پیدا کرد و تو زندگی به کار برد. می‌شه با شعرهاش دوست شد و دوستی‌ها رو بنا کرد و پایدار.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 06 Jan 2020 23:10:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/7e3ebad8/8e7caa30.mp3" length="21782416" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>898</itunes:duration>
      <itunes:summary>فریدون مشیری شاعر مهربانیه. توی شعراش می‌شه محبت رو پیدا کرد و تو زندگی به کار برد. می‌شه با شعرهاش دوست شد و دوستی‌ها رو بنا کرد و پایدار.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>فریدون مشیری شاعر مهربانیه. توی شعراش می‌شه محبت رو پیدا کرد و تو زندگی به کار برد. می‌شه با شعرهاش دوست شد و دوستی‌ها رو بنا کرد و پایدار.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، شعر، شعر فارسی، فریدون مشیری</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۷. قیصر امین‌پور</title>
      <itunes:episode>7</itunes:episode>
      <podcast:episode>7</podcast:episode>
      <itunes:title>۷. قیصر امین‌پور</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">f019ce48-ce7c-4b2c-8338-b10c511af385</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/39ba818f</link>
      <description>
        <![CDATA[قیصر امین‌پور رو از زمان مدرسه شناختم. با شعر غنچه و گل‌اش. گفتگویی بود بین یه غنچه‌ی غمگین و یه گلی که انگار طعم خوشبختی و زندگی رو چشیده بود.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[قیصر امین‌پور رو از زمان مدرسه شناختم. با شعر غنچه و گل‌اش. گفتگویی بود بین یه غنچه‌ی غمگین و یه گلی که انگار طعم خوشبختی و زندگی رو چشیده بود.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Tue, 14 Jan 2020 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/39ba818f/349656e5.mp3" length="22700027" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>935</itunes:duration>
      <itunes:summary>قیصر امین‌پور رو از زمان مدرسه شناختم. با شعر غنچه و گل‌اش. گفتگویی بود بین یه غنچه‌ی غمگین و یه گلی که انگار طعم خوشبختی و زندگی رو چشیده بود.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>قیصر امین‌پور رو از زمان مدرسه شناختم. با شعر غنچه و گل‌اش. گفتگویی بود بین یه غنچه‌ی غمگین و یه گلی که انگار طعم خوشبختی و زندگی رو چشیده بود.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords> ادبیات و هنر، شعر، شعر فارسی، قبصر امین‌پور</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۹. کامبیز صدیقی کسمایی</title>
      <itunes:episode>9</itunes:episode>
      <podcast:episode>9</podcast:episode>
      <itunes:title>۹. کامبیز صدیقی کسمایی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">cf5284e9-3bdc-44aa-bcc8-ae2509a5bb76</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/b1c36cb1</link>
      <description>
        <![CDATA[شعرهای صدیقی کسمایی، بوی شمال می ده. انگار تمام طبیعت رو می شه توی شعراش دید. از رو نوشته هاش شاید کاملا می شه حدس زد اهل کجاس]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[شعرهای صدیقی کسمایی، بوی شمال می ده. انگار تمام طبیعت رو می شه توی شعراش دید. از رو نوشته هاش شاید کاملا می شه حدس زد اهل کجاس]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 20 Jan 2020 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/b1c36cb1/72904477.mp3" length="923802" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>889</itunes:duration>
      <itunes:summary>شعرهای صدیقی کسمایی، بوی شمال می ده. انگار تمام طبیعت رو می شه توی شعراش دید. از رو نوشته هاش شاید کاملا می شه حدس زد اهل کجاس</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>شعرهای صدیقی کسمایی، بوی شمال می ده. انگار تمام طبیعت رو می شه توی شعراش دید. از رو نوشته هاش شاید کاملا می شه حدس زد اهل کجاس</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، شعر فارسی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۰. شبنم آذر</title>
      <itunes:episode>10</itunes:episode>
      <podcast:episode>10</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۰. شبنم آذر</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">aa0b27cb-4c74-457c-84cf-cad7e3604509</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/c8208555</link>
      <description>
        <![CDATA[امید توی شعرهای شبنم موج می‌زنه. حرف از جنگ می‌زنه اولش، بوی خون و خاک می‌آد اما آنچنان با امید و عشق عجینش می‌کنه که آخر شعر، طعم خوش صلح رو می‌شه با تمام وجود حس کرد.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[امید توی شعرهای شبنم موج می‌زنه. حرف از جنگ می‌زنه اولش، بوی خون و خاک می‌آد اما آنچنان با امید و عشق عجینش می‌کنه که آخر شعر، طعم خوش صلح رو می‌شه با تمام وجود حس کرد.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/c8208555/0780fe30.mp3" length="21410814" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>881</itunes:duration>
      <itunes:summary>امید توی شعرهای شبنم موج می‌زنه. حرف از جنگ می‌زنه اولش، بوی خون و خاک می‌آد اما آنچنان با امید و عشق عجینش می‌کنه که آخر شعر، طعم خوش صلح رو می‌شه با تمام وجود حس کرد.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>امید توی شعرهای شبنم موج می‌زنه. حرف از جنگ می‌زنه اولش، بوی خون و خاک می‌آد اما آنچنان با امید و عشق عجینش می‌کنه که آخر شعر، طعم خوش صلح رو می‌شه با تمام وجود حس کرد.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords> ادبیات و هنر، شبنم آذر، شعر</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۱. رحیم معینی کرمانشاهی</title>
      <itunes:episode>11</itunes:episode>
      <podcast:episode>11</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۱. رحیم معینی کرمانشاهی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">d468d3fb-d008-4553-9cbe-48ca77043a51</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/12c94d43</link>
      <description>
        <![CDATA[معینی کرمانشاهی رو هاله، یکی از دوستانم، بهم معرفی کرد. می‌گفت که از یازده سالگی، تعریفش برای شعر یکی از بیت‌های معینی کرمانشاهیه: من نگویم که به درد دل من گوش کنید، بهتر آن است که ...]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[معینی کرمانشاهی رو هاله، یکی از دوستانم، بهم معرفی کرد. می‌گفت که از یازده سالگی، تعریفش برای شعر یکی از بیت‌های معینی کرمانشاهیه: من نگویم که به درد دل من گوش کنید، بهتر آن است که ...]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 03 Feb 2020 22:00:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/12c94d43/a31931f9.mp3" length="922196" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>887</itunes:duration>
      <itunes:summary>معینی کرمانشاهی رو هاله، یکی از دوستانم، بهم معرفی کرد. می‌گفت که از یازده سالگی، تعریفش برای شعر یکی از بیت‌های معینی کرمانشاهیه: من نگویم که به درد دل من گوش کنید، بهتر آن است که ...</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>معینی کرمانشاهی رو هاله، یکی از دوستانم، بهم معرفی کرد. می‌گفت که از یازده سالگی، تعریفش برای شعر یکی از بیت‌های معینی کرمانشاهیه: من نگویم که به درد دل من گوش کنید، بهتر آن است که ...</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، شعر، معینی کرمانشاهی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۲. رسول یونان</title>
      <itunes:episode>12</itunes:episode>
      <podcast:episode>12</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۲. رسول یونان</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">3ec51681-f3f4-4e6c-9273-8fbbcb256017</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/a08b46d2</link>
      <description>
        <![CDATA[آمدم در مورد زندگی‌نامه‌ی رسول یونان اطلاعاتی پیدا کنم که برخورد کردم به متنی اثر خودش، در مورد زندگی‌اش. کسی که با وجود مخالفت‌های پدر همچنان شاعر مونده و کتاب‌های زیادی رو به بازار عرضه کرده؛ شعرهایی که می‌شه روز و شب ما رو بسازند با زیبایی‌شون.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[آمدم در مورد زندگی‌نامه‌ی رسول یونان اطلاعاتی پیدا کنم که برخورد کردم به متنی اثر خودش، در مورد زندگی‌اش. کسی که با وجود مخالفت‌های پدر همچنان شاعر مونده و کتاب‌های زیادی رو به بازار عرضه کرده؛ شعرهایی که می‌شه روز و شب ما رو بسازند با زیبایی‌شون.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/a08b46d2/b33403a2.mp3" length="21725683" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>894</itunes:duration>
      <itunes:summary>آمدم در مورد زندگی‌نامه‌ی رسول یونان اطلاعاتی پیدا کنم که برخورد کردم به متنی اثر خودش، در مورد زندگی‌اش. کسی که با وجود مخالفت‌های پدر همچنان شاعر مونده و کتاب‌های زیادی رو به بازار عرضه کرده؛ شعرهایی که می‌شه روز و شب ما رو بسازند با زیبایی‌شون.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>آمدم در مورد زندگی‌نامه‌ی رسول یونان اطلاعاتی پیدا کنم که برخورد کردم به متنی اثر خودش، در مورد زندگی‌اش. کسی که با وجود مخالفت‌های پدر همچنان شاعر مونده و کتاب‌های زیادی رو به بازار عرضه کرده؛ شعرهایی که می‌شه روز و شب ما رو بسازند با زیبایی‌شون.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، رسول یونان، شعر</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۳. گلچین گیلانی</title>
      <itunes:episode>13</itunes:episode>
      <podcast:episode>13</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۳. گلچین گیلانی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">a6da1918-8a49-44d2-a01f-3befaf86b3b9</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/c1992e60</link>
      <description>
        <![CDATA[<p>سید مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی، از شاعران نوسرای ایران، در ۱۱ دی ۱۲۸۸ در رشت به دنیا آمد. از نوجوانی شعر می‌سرود. گفته می‌شود در همین دوره شعرهایی از او در روزنامه‌های رشت به چاپ می‌رسیده است. </p><p>گلچین دوره متوسطه را در تهران در مدرسه‌های سیروس و دارالفنون گذراند. وحید دستگردی که از استادان او در دارالفنون بود با کشف قریحه شاعری گلچین، اشعار او را در مجله ادبی خود، <em>ارمغان</em>، منتشر می‌کرد. بعدها اشعار او به دیگر مجله‌های ادبی آن دوران هم، نظیر <em>یغما</em>، <em>فروغ</em>، <em>یادگار</em> و <em>جهان نو</em> راه یافت. </p><p><br>گلچین گیلانی</p><p>از گلچین چهار مجموعه شعر <em>نهفته</em>، <em>فریب</em>، <em>مهر و کین</em>، و <em>گلی برای تو</em> منتشر شده است. شعر «باران» که شهرت گلچین مدیون آن است و بار اول در مجله <em>سخن</em> در سال ۱۳۲۳ منتشر شد، در این مجموعه آمده است. خلاصه‌ای از این شعر به کتاب‌های دوره ابتدایی هم راه یافت.</p><p><br></p>]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[<p>سید مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی، از شاعران نوسرای ایران، در ۱۱ دی ۱۲۸۸ در رشت به دنیا آمد. از نوجوانی شعر می‌سرود. گفته می‌شود در همین دوره شعرهایی از او در روزنامه‌های رشت به چاپ می‌رسیده است. </p><p>گلچین دوره متوسطه را در تهران در مدرسه‌های سیروس و دارالفنون گذراند. وحید دستگردی که از استادان او در دارالفنون بود با کشف قریحه شاعری گلچین، اشعار او را در مجله ادبی خود، <em>ارمغان</em>، منتشر می‌کرد. بعدها اشعار او به دیگر مجله‌های ادبی آن دوران هم، نظیر <em>یغما</em>، <em>فروغ</em>، <em>یادگار</em> و <em>جهان نو</em> راه یافت. </p><p><br>گلچین گیلانی</p><p>از گلچین چهار مجموعه شعر <em>نهفته</em>، <em>فریب</em>، <em>مهر و کین</em>، و <em>گلی برای تو</em> منتشر شده است. شعر «باران» که شهرت گلچین مدیون آن است و بار اول در مجله <em>سخن</em> در سال ۱۳۲۳ منتشر شد، در این مجموعه آمده است. خلاصه‌ای از این شعر به کتاب‌های دوره ابتدایی هم راه یافت.</p><p><br></p>]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 17 Feb 2020 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/c1992e60/2d41c8e8.mp3" length="21080620" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>868</itunes:duration>
      <itunes:summary>از گلچین چهار مجموعه شعر نهفته، فریب، مهر و کین، و گلی برای تو منتشر شده است. شعر «باران» که شهرت گلچین مدیون آن است و بار اول در مجله سخن در سال ۱۳۲۳ منتشر شد، در این مجموعه آمده است. خلاصه‌ای از این شعر به کتاب‌های دوره ابتدایی هم راه یافت.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>از گلچین چهار مجموعه شعر نهفته، فریب، مهر و کین، و گلی برای تو منتشر شده است. شعر «باران» که شهرت گلچین مدیون آن است و بار اول در مجله سخن در سال ۱۳۲۳ منتشر شد، در این مجموعه آمده است. خلاصه‌ای از این شعر به کتاب‌های دوره ابتدایی هم راه یافت.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords> ادبیات و هنر، شعر، شعر نو، گلچین گیلانی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۴. نادر نادرپور</title>
      <itunes:episode>14</itunes:episode>
      <podcast:episode>14</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۴. نادر نادرپور</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">d3aca158-e5ad-40bf-a36f-b4246b6c7139</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/b5486827</link>
      <description>
        <![CDATA[<p>نادر نادرپور ۱۶ خرداد ۱۳۰۸ در خانواده‌ای تحصیل‌کرده و فرهنگی در تهران متولد شد. پدرش تقی میرزا از نواده رضاقلی میرزا، پسر ارشد نادر شاه افشار بود. تقی میرزا که نقاشی زبردست و آشنا به ادبیات فارسی و فرانسه بود، نادر را از کودکی با شعر فارسی و زبان فرانسه مأنوس کرد. اولین اشعار و مقالات او در دوران دبیرستان و در نشریات <em>رهبر</em> و <em>مردم</em> منتشر شد. </p><p>در فوریه ۱۹۵۰ نادرپور به فرانسه رفت تا در رشته زبان و ادبیات فرانسه تحصیل کند. مراجعتش به ایران مصادف شد با سقوط دولت محمد مصدق. نومید از آینده دموکراسی در ایران، از آن پس یکسره به شعر پناه برد. </p><p><br>نادر نادرپور</p><p>اشعار اولیه نادرپور بیشتر در قالب چهارپاره است با لحن و تصاویری عاشقانه. اما بعد از این دوره او چرخشی به سوی افکار فلسفی بدبینانه دارد و تا اواخر عمر در اشعارش می‌توان سایه تنهایی، نومیدی و مرگ را دید. </p><p>از آثار نادرپور می‌توان مجموعه‌های <em>چشم‌ها و دست‌ها</em>، <em>سرمه خورشید</em> و <em>خون و خاکستر</em> را نام برد.</p><p>از وجوه تمایز شعر او می‌تواند به جان و شخصیت بخشیدن به طبیعت اشاره کرد. اغلب در اشعار او آسمان و ستاره و خورشید و ماه همراه با پرندگان و درختان و ماهیان به قالب انسان درمی‌آیند تا اندوه و نومیدی او را به تصویر کشند:</p><p>شب چون زنی که پنجره‌ها را یکان یکان</p><p>شب چون زنی که پنجره‌ها را یکان یکان<br> می‌بندد و چراغ اتاقش را<br> خاموش می‌کند<br> یک یک ستاره‌ها را خاموش کرد و خفت </p><p><a href="http://www.iranicaonline.org/articles/naderpour-nader">نادر نادرپور</a> در ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در خانه‌اش در لس‌آنجلس درگذشت.</p>]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[<p>نادر نادرپور ۱۶ خرداد ۱۳۰۸ در خانواده‌ای تحصیل‌کرده و فرهنگی در تهران متولد شد. پدرش تقی میرزا از نواده رضاقلی میرزا، پسر ارشد نادر شاه افشار بود. تقی میرزا که نقاشی زبردست و آشنا به ادبیات فارسی و فرانسه بود، نادر را از کودکی با شعر فارسی و زبان فرانسه مأنوس کرد. اولین اشعار و مقالات او در دوران دبیرستان و در نشریات <em>رهبر</em> و <em>مردم</em> منتشر شد. </p><p>در فوریه ۱۹۵۰ نادرپور به فرانسه رفت تا در رشته زبان و ادبیات فرانسه تحصیل کند. مراجعتش به ایران مصادف شد با سقوط دولت محمد مصدق. نومید از آینده دموکراسی در ایران، از آن پس یکسره به شعر پناه برد. </p><p><br>نادر نادرپور</p><p>اشعار اولیه نادرپور بیشتر در قالب چهارپاره است با لحن و تصاویری عاشقانه. اما بعد از این دوره او چرخشی به سوی افکار فلسفی بدبینانه دارد و تا اواخر عمر در اشعارش می‌توان سایه تنهایی، نومیدی و مرگ را دید. </p><p>از آثار نادرپور می‌توان مجموعه‌های <em>چشم‌ها و دست‌ها</em>، <em>سرمه خورشید</em> و <em>خون و خاکستر</em> را نام برد.</p><p>از وجوه تمایز شعر او می‌تواند به جان و شخصیت بخشیدن به طبیعت اشاره کرد. اغلب در اشعار او آسمان و ستاره و خورشید و ماه همراه با پرندگان و درختان و ماهیان به قالب انسان درمی‌آیند تا اندوه و نومیدی او را به تصویر کشند:</p><p>شب چون زنی که پنجره‌ها را یکان یکان</p><p>شب چون زنی که پنجره‌ها را یکان یکان<br> می‌بندد و چراغ اتاقش را<br> خاموش می‌کند<br> یک یک ستاره‌ها را خاموش کرد و خفت </p><p><a href="http://www.iranicaonline.org/articles/naderpour-nader">نادر نادرپور</a> در ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در خانه‌اش در لس‌آنجلس درگذشت.</p>]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 24 Feb 2020 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/b5486827/38b59ca7.mp3" length="21093419" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>868</itunes:duration>
      <itunes:summary>شعری که برای شب شعر به من رسیده بود، شعری بود از نادر نادرپور. بارها اون شعر رو با خودم مرور کردم و حس کردم مهاجرت برای خیلی ها، یک معنی مشخصی داره.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>شعری که برای شب شعر به من رسیده بود، شعری بود از نادر نادرپور. بارها اون شعر رو با خودم مرور کردم و حس کردم مهاجرت برای خیلی ها، یک معنی مشخصی داره.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، شعر، شعر نو، نادر نادرپور.</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۵. کیوان شاهبداغی</title>
      <itunes:episode>15</itunes:episode>
      <podcast:episode>15</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۵. کیوان شاهبداغی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">c6de6827-c8b5-4fc0-abcf-2da793d9b462</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/fb9b9620</link>
      <description>
        <![CDATA[کیوان شاهبداغی رو از نوجوانی شناختم. وقتی که برای رفتن به خونه دایی لحظه‌شماری می‌کردم تا برم توی اتاق و از لابه‌لای مجله‌ها شعرهاش رو بخونم.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[کیوان شاهبداغی رو از نوجوانی شناختم. وقتی که برای رفتن به خونه دایی لحظه‌شماری می‌کردم تا برم توی اتاق و از لابه‌لای مجله‌ها شعرهاش رو بخونم.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 22:30:00 -0500</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/fb9b9620/d33a99e2.mp3" length="21211155" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>882</itunes:duration>
      <itunes:summary>کیوان شاهبداغی رو از نوجوانی شناختم. وقتی که برای رفتن به خونه دایی لحظه‌شماری می‌کردم تا برم توی اتاق و از لابه‌لای مجله‌ها شعرهاش رو بخونم.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>کیوان شاهبداغی رو از نوجوانی شناختم. وقتی که برای رفتن به خونه دایی لحظه‌شماری می‌کردم تا برم توی اتاق و از لابه‌لای مجله‌ها شعرهاش رو بخونم.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords> ادبیات و هنر، شعر فارسی، کیوان شاهبداغی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>حس مشترک ۱۶. احمدرضا احمدی</title>
      <itunes:episode>16</itunes:episode>
      <podcast:episode>16</podcast:episode>
      <itunes:title>حس مشترک ۱۶. احمدرضا احمدی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">39e3e4ab-7cca-4b6f-9708-fd5e3a8f6c0f</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/dc223123</link>
      <description>
        <![CDATA[<p>احمدرضا احمدی، شاعر معاصر ایران، در سال ۱۳۱۹ در کرمان به دنیا آمد. در سال ۱۳۲۷، خانواده پرجمعیت او به تهران مهاجرت کرد. دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون گذراند. از کسانی که او را به کار ادبی کشاندند یکی عبدالرحیم احمدی، پسرخاله‌ی نویسنده‌اش بود و یکی هم محمد شیروانی، معلم ادبیاتش در دارالفنون. دوستی‌اش با کسانی مانند پرویز دوایی، مسعود کیمیایی و اسفندیار منفردزاده به همان دوران برمی‌گردد.  </p><p>نخستین مجموعه شعرش را با عنوان «طرح» در سال ۱۳۴۱ منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ با نادر ابراهیمی، اسماعیل نوری‌علاء، محمدعلی سپانلو، <a href="https://persianmediaproduction.org/article/%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%b6%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%da%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7/">بهرام بیضایی</a>، اکبر رادی و شماری دیگر گروه ادبی طُرفه را با هدف دفاع از هنر موج نو راه انداختند.  از ۱۳۴۹ تا بازنشستگی‌اش در سال ۱۳۷۳ در استخدام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. از جمله کارهایی که در این دوران با سرپرستی او تولید شد، می‌شود به     مجموعه صدای شاعر، مجموعه زندگی و آثار موسیقیدانان ایران و جهان، مجموعه آوازهای فولکلور ایران، مجموعه کل ردیف موسیقی ایران، مجموعه بازسازی تصنیف‌های کلاسیک موسیقی ایران و مجموعه قصه برای کودکان اشاره کرد. </p><p><br>احمدرضا احمدی</p><p>درباره شعر احمدرضا احمدی و اینکه چقدر از دیگران تأثیر گرفته، <a href="http://www.jadidonline.com/story/14032009/frnk/ahmadreza_ahmadi">خودش می‌گوید</a>: «کلام من هر چه بود −طلا بود، مس بود− متعلق به خودم بود. در هر کتاب راه ناهمواری را طی کردم. در هر کتاب چون کتاب نخستینم با هراس آغاز کردم. راهی که در ظلمات بود. من با قطب‌نمای خودم حرکت کردم. من از کسی تقلید نکردم. به گمانم حتی از خودم هم تقلید نکردم. نقادان و خصمان شعر من در این حسرت ماندند که من در جاده‌ای قدم گذارم که قبل از من دیگران آن را طی کرده باشند. نقادان و خصمان من نمی‌دانند شعری که خمیرمایه‌اش رنج و مصیبت آدمی است تقلید نمی‌پذیرد. حتی اگر در زمهریر تنهایی شاعر جان ببازد.»</p><p>روی دیوار سفید خونمون<br> من با رنگ سبز یه جاده کشیدم<br> جاده ای پر از درخت و گل و یاس<br> جاده ای پر از بهار و عطر یاس<br> رنگ سبزم کم اومد<br> باد اومد پاییز اومد<br> روی جاده ی قشنگ<br> ابر اومد بارون اومد<br> من نوشتم بارون<br> من نوشتم بارون<br> روی دیوار سفید خونمون<br> من با رنگ آبی دریا کشیدم<br> توی دریای قشنگ رو دیوار<br> من با رنگ آبی قایق کشیدم<br> رنگ آبی کم اومد<br> موج اومد بارون اومد<br> روی دریای قشنگ<br> ابر اومد بارون اومد<br> من نوشتم بارون<br> من نوشتم بارون.</p>]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[<p>احمدرضا احمدی، شاعر معاصر ایران، در سال ۱۳۱۹ در کرمان به دنیا آمد. در سال ۱۳۲۷، خانواده پرجمعیت او به تهران مهاجرت کرد. دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون گذراند. از کسانی که او را به کار ادبی کشاندند یکی عبدالرحیم احمدی، پسرخاله‌ی نویسنده‌اش بود و یکی هم محمد شیروانی، معلم ادبیاتش در دارالفنون. دوستی‌اش با کسانی مانند پرویز دوایی، مسعود کیمیایی و اسفندیار منفردزاده به همان دوران برمی‌گردد.  </p><p>نخستین مجموعه شعرش را با عنوان «طرح» در سال ۱۳۴۱ منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ با نادر ابراهیمی، اسماعیل نوری‌علاء، محمدعلی سپانلو، <a href="https://persianmediaproduction.org/article/%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%b6%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%da%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7/">بهرام بیضایی</a>، اکبر رادی و شماری دیگر گروه ادبی طُرفه را با هدف دفاع از هنر موج نو راه انداختند.  از ۱۳۴۹ تا بازنشستگی‌اش در سال ۱۳۷۳ در استخدام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. از جمله کارهایی که در این دوران با سرپرستی او تولید شد، می‌شود به     مجموعه صدای شاعر، مجموعه زندگی و آثار موسیقیدانان ایران و جهان، مجموعه آوازهای فولکلور ایران، مجموعه کل ردیف موسیقی ایران، مجموعه بازسازی تصنیف‌های کلاسیک موسیقی ایران و مجموعه قصه برای کودکان اشاره کرد. </p><p><br>احمدرضا احمدی</p><p>درباره شعر احمدرضا احمدی و اینکه چقدر از دیگران تأثیر گرفته، <a href="http://www.jadidonline.com/story/14032009/frnk/ahmadreza_ahmadi">خودش می‌گوید</a>: «کلام من هر چه بود −طلا بود، مس بود− متعلق به خودم بود. در هر کتاب راه ناهمواری را طی کردم. در هر کتاب چون کتاب نخستینم با هراس آغاز کردم. راهی که در ظلمات بود. من با قطب‌نمای خودم حرکت کردم. من از کسی تقلید نکردم. به گمانم حتی از خودم هم تقلید نکردم. نقادان و خصمان شعر من در این حسرت ماندند که من در جاده‌ای قدم گذارم که قبل از من دیگران آن را طی کرده باشند. نقادان و خصمان من نمی‌دانند شعری که خمیرمایه‌اش رنج و مصیبت آدمی است تقلید نمی‌پذیرد. حتی اگر در زمهریر تنهایی شاعر جان ببازد.»</p><p>روی دیوار سفید خونمون<br> من با رنگ سبز یه جاده کشیدم<br> جاده ای پر از درخت و گل و یاس<br> جاده ای پر از بهار و عطر یاس<br> رنگ سبزم کم اومد<br> باد اومد پاییز اومد<br> روی جاده ی قشنگ<br> ابر اومد بارون اومد<br> من نوشتم بارون<br> من نوشتم بارون<br> روی دیوار سفید خونمون<br> من با رنگ آبی دریا کشیدم<br> توی دریای قشنگ رو دیوار<br> من با رنگ آبی قایق کشیدم<br> رنگ آبی کم اومد<br> موج اومد بارون اومد<br> روی دریای قشنگ<br> ابر اومد بارون اومد<br> من نوشتم بارون<br> من نوشتم بارون.</p>]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 09 Mar 2020 22:30:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/dc223123/f9514dab.mp3" length="17472009" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>871</itunes:duration>
      <itunes:summary>احمدرضا احمدی، شاعر معاصر ایران، در سال ۱۳۱۹ در کرمان به دنیا آمد. نخستین مجموعه شعرش را با عنوان «طرح» در سال ۱۳۴۱ منتشر کرد.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>احمدرضا احمدی، شاعر معاصر ایران، در سال ۱۳۱۹ در کرمان به دنیا آمد. نخستین مجموعه شعرش را با عنوان «طرح» در سال ۱۳۴۱ منتشر کرد.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>احمدرضا احمدی، ادبیات و هنر، شعر، طرفه، موج نو</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۸. حسین منزوی</title>
      <itunes:episode>18</itunes:episode>
      <podcast:episode>18</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۸. حسین منزوی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">4977b4e4-b9e9-48e9-826d-5e3d34297592</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/96df8ddf</link>
      <description>
        <![CDATA[<p>حسین منزوی در سال ۱۳۲۵ در زنجان متولد شد.  او بیشتر به غزل‌سرایی معروف است اما در شعر نیمایی و سپید هم تبحر دارد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در زادگاهش، زنجان، می‌گذراند. در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران می‌شود اما بعد از مدتی آن را رها می‌کند و در رشته جامعه‌شناسی ثبت‌نام می‌کند. آن را هم ناتمام می‌گذارد. در سال ۱۳۵۰ اولین دفتر شعرش را با عنوان «حنجره زخمی تغزل»‌ منتشر می‌کند. با این دفتر جایزه «فروغ فرخزاد» را در بخش «شعر جهان»‌ دریافت می‌کند.</p><p><br>حسین منزوی</p><p>بعد از آن وارد رادیو و تلویزیون ملی ایران می‌شود و در گروه ادب امروز در کنار <a href="https://persianmediaproduction.org/8662/">نادر نادرپور</a> شروع به فعالیت می‌کند. برای مدتی مسئول صفحه شعر مجله ادبی رودکی بوده و در سال نخست انتشار مجله سروش هم با این مجله همکاری داشته. </p><p>حسین منزوی در سال‌های پایان عمرش به زادگاهش زنجان بازمی‌گردد و تا زمان مرگ در این شهر باقی می‌ماند. حسین منزوی در اثر نارسایی قلبی و ریوی در آذر ۱۳۸۳ فوت می‌کند. </p><p>شناخت‌نامه حسین منزوی در کتابی با عنوان «از ترانه و تندر»‌ به همت مهدی فیروزیان در سال ۱۳۹۰ به چاپ رسیده. </p><p>این شاعر آثار بسیاری دارد. از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲ مجموعه غزلی را سروده با عنوان «با عشق در حوالی فاجعه»‌؛ در بررسی شعر شهریار کتاب «این ترک پارسی‌گوی» را نوشته؛ «از شوکران و شکر»‌ مجموعه غزل‌های اوست از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷. در «با سیاوش از آتش»‌ و «از ترمه و تغزل» گزیده از اشعارش را منتشر کرده است. «از کهربا و کافور»‌، «با عشق تاب می‌آورم» اشعار سپید و آزاد او از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۷۲ را در بر می‌گیرد. و «به همین سادگی» مجموعه شعرهای سپید او را می‌شود پیدا کرد. </p><p>حسین منزوی علاوه به شعر ترانه هم می‌سرود. در ترانه‌هایش هم به مانند اشعارش نگاه و توجه اصلی‌اش به <em>عشق</em> است و به قول خودش <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%88%DB%8C">عشق</a> هویت اصلی آثارش است.</p>]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[<p>حسین منزوی در سال ۱۳۲۵ در زنجان متولد شد.  او بیشتر به غزل‌سرایی معروف است اما در شعر نیمایی و سپید هم تبحر دارد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در زادگاهش، زنجان، می‌گذراند. در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران می‌شود اما بعد از مدتی آن را رها می‌کند و در رشته جامعه‌شناسی ثبت‌نام می‌کند. آن را هم ناتمام می‌گذارد. در سال ۱۳۵۰ اولین دفتر شعرش را با عنوان «حنجره زخمی تغزل»‌ منتشر می‌کند. با این دفتر جایزه «فروغ فرخزاد» را در بخش «شعر جهان»‌ دریافت می‌کند.</p><p><br>حسین منزوی</p><p>بعد از آن وارد رادیو و تلویزیون ملی ایران می‌شود و در گروه ادب امروز در کنار <a href="https://persianmediaproduction.org/8662/">نادر نادرپور</a> شروع به فعالیت می‌کند. برای مدتی مسئول صفحه شعر مجله ادبی رودکی بوده و در سال نخست انتشار مجله سروش هم با این مجله همکاری داشته. </p><p>حسین منزوی در سال‌های پایان عمرش به زادگاهش زنجان بازمی‌گردد و تا زمان مرگ در این شهر باقی می‌ماند. حسین منزوی در اثر نارسایی قلبی و ریوی در آذر ۱۳۸۳ فوت می‌کند. </p><p>شناخت‌نامه حسین منزوی در کتابی با عنوان «از ترانه و تندر»‌ به همت مهدی فیروزیان در سال ۱۳۹۰ به چاپ رسیده. </p><p>این شاعر آثار بسیاری دارد. از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲ مجموعه غزلی را سروده با عنوان «با عشق در حوالی فاجعه»‌؛ در بررسی شعر شهریار کتاب «این ترک پارسی‌گوی» را نوشته؛ «از شوکران و شکر»‌ مجموعه غزل‌های اوست از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷. در «با سیاوش از آتش»‌ و «از ترمه و تغزل» گزیده از اشعارش را منتشر کرده است. «از کهربا و کافور»‌، «با عشق تاب می‌آورم» اشعار سپید و آزاد او از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۷۲ را در بر می‌گیرد. و «به همین سادگی» مجموعه شعرهای سپید او را می‌شود پیدا کرد. </p><p>حسین منزوی علاوه به شعر ترانه هم می‌سرود. در ترانه‌هایش هم به مانند اشعارش نگاه و توجه اصلی‌اش به <em>عشق</em> است و به قول خودش <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%88%DB%8C">عشق</a> هویت اصلی آثارش است.</p>]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 06 Apr 2020 22:30:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/96df8ddf/511547ad.mp3" length="21138137" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>869</itunes:duration>
      <itunes:summary>حسین منزوی بیشتر به غزل‌سرایی معروف است اما در شعر نیمایی و سپید هم تبحر دارد. علاوه به شعر ترانه هم سروده است. در ترانه‌هایش هم به مانند اشعارش نگاه و توجه اصلی‌اش به عشق است و به قول خودش عشق هویت اصلی آثارش است.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>حسین منزوی بیشتر به غزل‌سرایی معروف است اما در شعر نیمایی و سپید هم تبحر دارد. علاوه به شعر ترانه هم سروده است. در ترانه‌هایش هم به مانند اشعارش نگاه و توجه اصلی‌اش به عشق است و به قول خودش عشق هویت اصلی آثارش است.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، حسین منزوی، شعر</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۱۹. هوشنگ ابتهاج</title>
      <itunes:episode>19</itunes:episode>
      <podcast:episode>19</podcast:episode>
      <itunes:title>۱۹. هوشنگ ابتهاج</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">2de24257-7686-483d-bc46-01fd6d5c2eae</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/cd74ec13</link>
      <description>
        <![CDATA[کتاب تاسیان از آثار هوشنگ ابتهاج جزو بهترین هدیه‌هایی بود که برای تولدم گرفتم؛ به خصوص که اسمم رو توی اولین شعری که چاپ شده بود، دیدم.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[کتاب تاسیان از آثار هوشنگ ابتهاج جزو بهترین هدیه‌هایی بود که برای تولدم گرفتم؛ به خصوص که اسمم رو توی اولین شعری که چاپ شده بود، دیدم.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 13 Apr 2020 22:30:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/cd74ec13/0442a74b.mp3" length="21120233" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>868</itunes:duration>
      <itunes:summary>کتاب تاسیان از آثار هوشنگ ابتهاج جزو بهترین هدیه‌هایی بود که برای تولدم گرفتم؛ به خصوص که اسمم رو توی اولین شعری که چاپ شده بود، دیدم.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>کتاب تاسیان از آثار هوشنگ ابتهاج جزو بهترین هدیه‌هایی بود که برای تولدم گرفتم؛ به خصوص که اسمم رو توی اولین شعری که چاپ شده بود، دیدم.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>ادبیات و هنر، شعر، هوشنگ ابتهاج</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۲۰. ژاله اصفهانی</title>
      <itunes:episode>20</itunes:episode>
      <podcast:episode>20</podcast:episode>
      <itunes:title>۲۰. ژاله اصفهانی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">33486370-4979-42e2-8615-5543db7eca23</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/26ba7aa2</link>
      <description>
        <![CDATA[<p>ژاله اصفهانی با نام شناسنامه‌ای <a href="http://www.jalehesfahani.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/">اطل سلطانی</a> در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در اصفهان به دنیا آمد. از هفت سالگی شعر می‌سرود. هنوز در دبیرستان بود که اشعارش در نشریات <em>اختر</em>، <em>سپنتا</em>، و<em> باختر</em> به چاپ رسید. در ۱۳۲۴ اولین مجموعه شعرش با عنوان <strong>گل‌های خودرو</strong> در تهران منتشر شد. شعرهای ابتدایی او تصاویر عاشقانه و لحنی تغزلی دارد. </p><p>مرا ای ابر سرگردان به روی بال خود بنشان<br>بده یک لحظه پروازم برون زین گنبد گردان<br>برو جایی که جان من شود فارغ ز درد و غم<br>نبیند دیده‌ام چیزی به غیر از چهره جانان</p><p>اصفهانی جوان‌ترین شاعری بود که در اولین کنگره نویسندگان ایران شرکت کرد. در سال ۱۳۲۵ به شوروی رفت و در دانشگاه باکو به تحصیل زبان روسی، ترکی آذری و ادبیات فارسی پرداخت.  در سال ۱۳۴۰ از دانشگاه لاماناسوف در مسکو دکترای ادبیات گرفت. پایان‌نامه‌اش درباره زندگی و آثار ملک‌الشعرا بهار بود. حدود ۲۰ سال از اقامتش در شوروی، در مؤسسه ادبیات ماکسیم گورکی مشغول به تحقیق درباره وجوه گوناگون شعر فارسی و تدریس زبان و ادبیات فارسی بود. در این سال‌ها شعر او از تغزل دور و دورتر شد و رنگ و بوی ایدئولوژی‌های سیاسی گرفت. </p><p><br>ژاله اصفهانی</p><p>با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، اصفهانی تصمیم گرفت بعد از ۳۲ سال دوری به وطن بازگردد اما بیش از یک سال و اندی در ایران نماند. به لندن رفت و تا پایان عمر در آنجا بود. در لندن چندین مجموعه شعر و همین‌طور خودزندگی‌نامه‌اش را با عنوان <strong>سایه سال‌ها</strong> منتشر کرد. </p><p>ژاله اصفهانی در شعری با عنوان «زن ایرانی» <a href="https://persianmediaproduction.org/2559/">زنان</a> بعد از انقلاب را چنین خطاب قرار می‌دهد:</p><p>مبادا ای زن ایرانی، ای زن بیدار<br>که سرنوشت تو در دست دیگران باشد<br>به قرن فتح فضا<br>که زن به جای فرشته به آسمان رفته است<br>چرا وجود تو در چادری نهان باشد</p><p>با چند استثناء، شعر اصفهانی را می‌توان ادامه سنت شهر کهن فارسی شمرد. او اغلب ایماژهایی را از شاعران کلاسیک ایران وام می‌گیرد و آن را با ملزومات شعر سیاسی خود منطبق می‌سازد. با اینکه در روزگار شکوفایی شعر نیما می‌زیست و همچون بسیاری از همعصران خود به درجه‌ای از او پیروی می‌کرد، به عقیده کامیار عابدی، تأثیر نیما بر شعر او محدود به شکستن خطوط و تغییر قافیه ماند. </p>]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[<p>ژاله اصفهانی با نام شناسنامه‌ای <a href="http://www.jalehesfahani.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/">اطل سلطانی</a> در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در اصفهان به دنیا آمد. از هفت سالگی شعر می‌سرود. هنوز در دبیرستان بود که اشعارش در نشریات <em>اختر</em>، <em>سپنتا</em>، و<em> باختر</em> به چاپ رسید. در ۱۳۲۴ اولین مجموعه شعرش با عنوان <strong>گل‌های خودرو</strong> در تهران منتشر شد. شعرهای ابتدایی او تصاویر عاشقانه و لحنی تغزلی دارد. </p><p>مرا ای ابر سرگردان به روی بال خود بنشان<br>بده یک لحظه پروازم برون زین گنبد گردان<br>برو جایی که جان من شود فارغ ز درد و غم<br>نبیند دیده‌ام چیزی به غیر از چهره جانان</p><p>اصفهانی جوان‌ترین شاعری بود که در اولین کنگره نویسندگان ایران شرکت کرد. در سال ۱۳۲۵ به شوروی رفت و در دانشگاه باکو به تحصیل زبان روسی، ترکی آذری و ادبیات فارسی پرداخت.  در سال ۱۳۴۰ از دانشگاه لاماناسوف در مسکو دکترای ادبیات گرفت. پایان‌نامه‌اش درباره زندگی و آثار ملک‌الشعرا بهار بود. حدود ۲۰ سال از اقامتش در شوروی، در مؤسسه ادبیات ماکسیم گورکی مشغول به تحقیق درباره وجوه گوناگون شعر فارسی و تدریس زبان و ادبیات فارسی بود. در این سال‌ها شعر او از تغزل دور و دورتر شد و رنگ و بوی ایدئولوژی‌های سیاسی گرفت. </p><p><br>ژاله اصفهانی</p><p>با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، اصفهانی تصمیم گرفت بعد از ۳۲ سال دوری به وطن بازگردد اما بیش از یک سال و اندی در ایران نماند. به لندن رفت و تا پایان عمر در آنجا بود. در لندن چندین مجموعه شعر و همین‌طور خودزندگی‌نامه‌اش را با عنوان <strong>سایه سال‌ها</strong> منتشر کرد. </p><p>ژاله اصفهانی در شعری با عنوان «زن ایرانی» <a href="https://persianmediaproduction.org/2559/">زنان</a> بعد از انقلاب را چنین خطاب قرار می‌دهد:</p><p>مبادا ای زن ایرانی، ای زن بیدار<br>که سرنوشت تو در دست دیگران باشد<br>به قرن فتح فضا<br>که زن به جای فرشته به آسمان رفته است<br>چرا وجود تو در چادری نهان باشد</p><p>با چند استثناء، شعر اصفهانی را می‌توان ادامه سنت شهر کهن فارسی شمرد. او اغلب ایماژهایی را از شاعران کلاسیک ایران وام می‌گیرد و آن را با ملزومات شعر سیاسی خود منطبق می‌سازد. با اینکه در روزگار شکوفایی شعر نیما می‌زیست و همچون بسیاری از همعصران خود به درجه‌ای از او پیروی می‌کرد، به عقیده کامیار عابدی، تأثیر نیما بر شعر او محدود به شکستن خطوط و تغییر قافیه ماند. </p>]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Mon, 20 Apr 2020 22:30:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/26ba7aa2/f55a895a.mp3" length="21947273" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>901</itunes:duration>
      <itunes:summary>با چند استثناء، شعر اصفهانی را می‌توان ادامه سنت شهر کهن فارسی شمرد. او اغلب ایماژهایی را از شاعران کلاسیک ایران وام می‌گیرد و آن را با ملزومات شعر سیاسی خود منطبق می‌سازد. </itunes:summary>
      <itunes:subtitle>با چند استثناء، شعر اصفهانی را می‌توان ادامه سنت شهر کهن فارسی شمرد. او اغلب ایماژهایی را از شاعران کلاسیک ایران وام می‌گیرد و آن را با ملزومات شعر سیاسی خود منطبق می‌سازد. </itunes:subtitle>
      <itunes:keywords> ادبیات و هنر، زنان شاعر، ژاله اصفهانی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۲۱. محمدرضا شفیعی کدکنی</title>
      <itunes:episode>21</itunes:episode>
      <podcast:episode>21</podcast:episode>
      <itunes:title>۲۱. محمدرضا شفیعی کدکنی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">91ba750a-9ff6-46b2-bd83-dfdfa884a78a</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/fefb235d</link>
      <description>
        <![CDATA[<p>محمدرضا شفیعی کدکنی در مهرماه ۱۳۱۸ در کدکن یکی از روستاهای نیشابور به دنیا آمد. هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از پدر و مادرش خواندن و نوشتن آموخت. فارسی و مقدمات عربی را در حد جامع‌المقدمات از پدرش فرا گرفت. بعد به حوزه علمیه خراسان رفت و فقه، کلام و اصول خواند.</p><p>آمد و شد شفیعی کدکنی به حوزه‌های علمیه ۱۵ سالی طول کشید. بعد از آن به پیشنهاد <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D9%81%DB%8C%D8%A7%D8%B6">دکتر علی‌اکبر فیاض</a> به دانشگاه فردوسی مشهد رفت و زبان و ادبیات فارسی خواند. دکترایش را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت. </p><p>شفیعی کدکنی از نوجوانی شعر می‌سرود. با این همه، با وجود شعرهای ناب و نغزی که سروده، مرجعیت او در نقد شعر برتر از جایگاه او در شاعری است. عبدالحسین زرین‌کوب در مطلب کوتاهی که برای <em>سفرنامه</em> <em>باران: نقد</em> <em>و</em> <em>تحلیل</em> <em>اشعار</em> <em>دکتر</em> <em>محمدرضا</em> <em>شفیعی</em> <em>کدکنی</em> نوشته است می‌گوید: «حق آن است که کمتر دیده‌ام محققی راستین در شعر و شاعری هم پایه‌ای عالی احراز کند و خرسندم که این استثنا را در وجود آن دوست عزیز کشف کردم.» </p><p><br></p><p>محمدرضا شفیعی کدکنی در تحلیل شعر مدرن ایران می‌گوید: «تمام تحولات و بدعت‌ها و بدایع شعر مدرن ایران تابعی است از متغیر ترجمه در زبان فارسی. آنچه شعر اخوان و فروغ و <a href="https://persianmediaproduction.org/7929/">سپهری</a> و شاملو را در نمایشگاه بین‌المللی شعر جهان به حدی رسانده است که مایه سرشکستگی ما ایرانیان نباشد، همین پیوندی است که زبان فارسی، در شعر اینان، با جهان شعری مغرب زمین برقرار کرده است.»‌ (<em>با چراغ و آینه</em>، ص۲۵)</p><p>یکی از اشعار او در ذهن جامعه ماندگار شده، «سفر به خیر» از مجموعه <em>در کوچه باغ‌های نشابور</em> است:</p><p>به کجا چنین شتابان؟<br>گون از نسیم پرسید<br>دل من گرفته زین جا<br>هوس سفر نداری<br>ز غبار این بیابان؟<br>همه آرزویم اما<br>چه کنم که بسته پایم<br>به کجا چنین شتابان؟<br>به هر آن کجا که باشد<br>به جز این سرا، سرایم<br>سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را<br>چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی<br>به شکوفه‌ها، به باران<br>برسان سلام ما را</p>]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[<p>محمدرضا شفیعی کدکنی در مهرماه ۱۳۱۸ در کدکن یکی از روستاهای نیشابور به دنیا آمد. هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از پدر و مادرش خواندن و نوشتن آموخت. فارسی و مقدمات عربی را در حد جامع‌المقدمات از پدرش فرا گرفت. بعد به حوزه علمیه خراسان رفت و فقه، کلام و اصول خواند.</p><p>آمد و شد شفیعی کدکنی به حوزه‌های علمیه ۱۵ سالی طول کشید. بعد از آن به پیشنهاد <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D9%81%DB%8C%D8%A7%D8%B6">دکتر علی‌اکبر فیاض</a> به دانشگاه فردوسی مشهد رفت و زبان و ادبیات فارسی خواند. دکترایش را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت. </p><p>شفیعی کدکنی از نوجوانی شعر می‌سرود. با این همه، با وجود شعرهای ناب و نغزی که سروده، مرجعیت او در نقد شعر برتر از جایگاه او در شاعری است. عبدالحسین زرین‌کوب در مطلب کوتاهی که برای <em>سفرنامه</em> <em>باران: نقد</em> <em>و</em> <em>تحلیل</em> <em>اشعار</em> <em>دکتر</em> <em>محمدرضا</em> <em>شفیعی</em> <em>کدکنی</em> نوشته است می‌گوید: «حق آن است که کمتر دیده‌ام محققی راستین در شعر و شاعری هم پایه‌ای عالی احراز کند و خرسندم که این استثنا را در وجود آن دوست عزیز کشف کردم.» </p><p><br></p><p>محمدرضا شفیعی کدکنی در تحلیل شعر مدرن ایران می‌گوید: «تمام تحولات و بدعت‌ها و بدایع شعر مدرن ایران تابعی است از متغیر ترجمه در زبان فارسی. آنچه شعر اخوان و فروغ و <a href="https://persianmediaproduction.org/7929/">سپهری</a> و شاملو را در نمایشگاه بین‌المللی شعر جهان به حدی رسانده است که مایه سرشکستگی ما ایرانیان نباشد، همین پیوندی است که زبان فارسی، در شعر اینان، با جهان شعری مغرب زمین برقرار کرده است.»‌ (<em>با چراغ و آینه</em>، ص۲۵)</p><p>یکی از اشعار او در ذهن جامعه ماندگار شده، «سفر به خیر» از مجموعه <em>در کوچه باغ‌های نشابور</em> است:</p><p>به کجا چنین شتابان؟<br>گون از نسیم پرسید<br>دل من گرفته زین جا<br>هوس سفر نداری<br>ز غبار این بیابان؟<br>همه آرزویم اما<br>چه کنم که بسته پایم<br>به کجا چنین شتابان؟<br>به هر آن کجا که باشد<br>به جز این سرا، سرایم<br>سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را<br>چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی<br>به شکوفه‌ها، به باران<br>برسان سلام ما را</p>]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 22:30:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/fefb235d/f370a847.mp3" length="22314453" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>916</itunes:duration>
      <itunes:summary>شفیعی کدکنی با وجود شعرهای ناب و نغزی که سروده، مرجعیت او در نقد شعر برتر از جایگاه او در شاعری است.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>شفیعی کدکنی با وجود شعرهای ناب و نغزی که سروده، مرجعیت او در نقد شعر برتر از جایگاه او در شاعری است.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords> ادبیات و هنر، شعر، شعر فارسی، محمدرضا شفیعی کدکنی</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۲۲. محمدعلی بهمنی</title>
      <itunes:episode>22</itunes:episode>
      <podcast:episode>22</podcast:episode>
      <itunes:title>۲۲. محمدعلی بهمنی</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">18ed0577-eb93-4e97-9fb1-7a8b4248a1c4</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/8657bff2</link>
      <description>
        <![CDATA[مدرسه ی راهنمایی می رفتم که تازه، آلبوم" دهاتی" وارد بازار شده بود. ترانه ی دهاتی با صدای شادمهر عقیلی و سرایش محمد علی بهمنی]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[مدرسه ی راهنمایی می رفتم که تازه، آلبوم" دهاتی" وارد بازار شده بود. ترانه ی دهاتی با صدای شادمهر عقیلی و سرایش محمد علی بهمنی]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Tue, 05 May 2020 22:30:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/8657bff2/bcc2795f.mp3" length="22008018" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>903</itunes:duration>
      <itunes:summary>مدرسه ی راهنمایی می رفتم که تازه، آلبوم" دهاتی" وارد بازار شده بود. ترانه ی دهاتی با صدای شادمهر عقیلی و سرایش محمد علی بهمنی</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>مدرسه ی راهنمایی می رفتم که تازه، آلبوم" دهاتی" وارد بازار شده بود. ترانه ی دهاتی با صدای شادمهر عقیلی و سرایش محمد علی بهمنی</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>شعر، شاعران معاصر، ادبیات، هنر</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۲۳. حمید مصدق</title>
      <itunes:episode>23</itunes:episode>
      <podcast:episode>23</podcast:episode>
      <itunes:title>۲۳. حمید مصدق</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">c035b2f6-c758-4715-89e1-3f2511b63a7a</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/73d002be</link>
      <description>
        <![CDATA[<p>حمید مصدق در دهم بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا به دنیا آمد. ابتدایی را در همان شهر، و متوسطه و دبیرستان را در اصفهان گذراند. او که از کودکی با شعر و ادبیات خو گرفته بود در ۱۶ سالگی انجمن ادبی صائب را در اصفهان راه انداخت و جلسات اولیه‌اش را در کنار آرامگاه صائب تبریزی برگزار کرد. </p><p>در سال ۱۳۳۹ به تهران رفت و وارد دانشکده حقوق شد. بعد از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه تهران، دانشگاه ملی و بعدتر دانشگاه علامه طباطبایی تدریس کرد. </p><p>حمید مصدق در تهران انجمنی ادبی پایه گذاشت و آن را امید نامید که تخلص مهدی اخوان ثالث بود. </p><p>حمید مصدق را می‌توان از شاعران نیمایی میانه‌رو دانست. اشعار او در شکل و تصاویر شاعرانه ساده است و خالی از ارجاعات و نمادهای غامض و پیچیده. همین سادگی کلام و تصاویر شاعرانه سبب شده شعر او از استقبال عام و خاص، به خصوص نسل جوان برخوردار شود. با این همه اشعارش پر است از موضوع‌ها و تصاویر سیاسی و اجتماعی. مصدق همه جا از اسطوره‌ها و افسانه‌های ملی ایران می‌گوید و مدام عشق آتشینش را به میهن ابراز می‌کند. </p><p>اولین دفتر شعر مصدق، <em>درفش کاویان</em> (۱۳۴۱)، بر اساس داستان خیزش کاوه آهنگر سروده شده بود. <em>آبی، خاکستری، سیاه </em>(۱۳۴۳)، دومین مجموعه شعر او هم پر بود از مضمون‌های سیاسی:</p>من اگر برخیزم<br>تو اگر برخیزی<br>همه برمی‌خیزند<br>من اگر بنشینم<br>تو اگر بنشینی<br>چه کسی برخیزد؟<br>چه کسی با دشمن بستیزد؟<br>چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون<br>آویزد<p>سومین دفتر شعر مصدق، <em>در رهگذار باد</em> (۱۳۴۷)، پر است از احساسات میهن‌پرستانه و ایدئولوژی‌های سیاسی که در آن دوران باب بود. در این مجموعه هم شخصیت‌های اسطوره‌ای همچون رستم، سهراب و افراسیاب حضور دارند. در بخش‌ آخر این دفتر، مصدق از نسل جوان می‌خواهد به پا خیزند و جهالت و بی‌خبری گذشتگان را جبران کنند. </p><p>اما اشعار مصدق در دفاتر بعدی او، <em>از جدایی‌ها</em> (۱۳۵۸) و <em>سال‌های صبوری</em> (۱۳۶۹)، لحن تغزلی بیشتری پیدا می‌کند. </p><p>آخرین دفتر شعر او هم، <em>شیر سرخ</em> (۱۳۷۶)، که نامش را از بیتی از حافظ گرفته، اندوه و نومیدی عمیق شاعر و پیوند ناگسستنی او با سرزمین مادری‌اش را به تصویر می‌کشد.</p>من نیز چون درخت<br>با ذره ذره این خاکم پیوندی است<br>پای گریز نیست<br>تاوان گریز نیز<p><br>حمید مصدق در ۵۹ سالگی در اثر عارضه قلبی درگذشت.</p><p><br></p><p><strong><br>مأخذ:<br></strong><br></p><p>Saeed Rezaei, "MOSADDEQ, HAMID," <em>Encyclopædia Iranica</em>, online edition, 2014</p>]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[<p>حمید مصدق در دهم بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا به دنیا آمد. ابتدایی را در همان شهر، و متوسطه و دبیرستان را در اصفهان گذراند. او که از کودکی با شعر و ادبیات خو گرفته بود در ۱۶ سالگی انجمن ادبی صائب را در اصفهان راه انداخت و جلسات اولیه‌اش را در کنار آرامگاه صائب تبریزی برگزار کرد. </p><p>در سال ۱۳۳۹ به تهران رفت و وارد دانشکده حقوق شد. بعد از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه تهران، دانشگاه ملی و بعدتر دانشگاه علامه طباطبایی تدریس کرد. </p><p>حمید مصدق در تهران انجمنی ادبی پایه گذاشت و آن را امید نامید که تخلص مهدی اخوان ثالث بود. </p><p>حمید مصدق را می‌توان از شاعران نیمایی میانه‌رو دانست. اشعار او در شکل و تصاویر شاعرانه ساده است و خالی از ارجاعات و نمادهای غامض و پیچیده. همین سادگی کلام و تصاویر شاعرانه سبب شده شعر او از استقبال عام و خاص، به خصوص نسل جوان برخوردار شود. با این همه اشعارش پر است از موضوع‌ها و تصاویر سیاسی و اجتماعی. مصدق همه جا از اسطوره‌ها و افسانه‌های ملی ایران می‌گوید و مدام عشق آتشینش را به میهن ابراز می‌کند. </p><p>اولین دفتر شعر مصدق، <em>درفش کاویان</em> (۱۳۴۱)، بر اساس داستان خیزش کاوه آهنگر سروده شده بود. <em>آبی، خاکستری، سیاه </em>(۱۳۴۳)، دومین مجموعه شعر او هم پر بود از مضمون‌های سیاسی:</p>من اگر برخیزم<br>تو اگر برخیزی<br>همه برمی‌خیزند<br>من اگر بنشینم<br>تو اگر بنشینی<br>چه کسی برخیزد؟<br>چه کسی با دشمن بستیزد؟<br>چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون<br>آویزد<p>سومین دفتر شعر مصدق، <em>در رهگذار باد</em> (۱۳۴۷)، پر است از احساسات میهن‌پرستانه و ایدئولوژی‌های سیاسی که در آن دوران باب بود. در این مجموعه هم شخصیت‌های اسطوره‌ای همچون رستم، سهراب و افراسیاب حضور دارند. در بخش‌ آخر این دفتر، مصدق از نسل جوان می‌خواهد به پا خیزند و جهالت و بی‌خبری گذشتگان را جبران کنند. </p><p>اما اشعار مصدق در دفاتر بعدی او، <em>از جدایی‌ها</em> (۱۳۵۸) و <em>سال‌های صبوری</em> (۱۳۶۹)، لحن تغزلی بیشتری پیدا می‌کند. </p><p>آخرین دفتر شعر او هم، <em>شیر سرخ</em> (۱۳۷۶)، که نامش را از بیتی از حافظ گرفته، اندوه و نومیدی عمیق شاعر و پیوند ناگسستنی او با سرزمین مادری‌اش را به تصویر می‌کشد.</p>من نیز چون درخت<br>با ذره ذره این خاکم پیوندی است<br>پای گریز نیست<br>تاوان گریز نیز<p><br>حمید مصدق در ۵۹ سالگی در اثر عارضه قلبی درگذشت.</p><p><br></p><p><strong><br>مأخذ:<br></strong><br></p><p>Saeed Rezaei, "MOSADDEQ, HAMID," <em>Encyclopædia Iranica</em>, online edition, 2014</p>]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Tue, 12 May 2020 22:30:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/73d002be/d783417e.mp3" length="22551768" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:duration>901</itunes:duration>
      <itunes:summary>دور میدون انقلاب، توی یه کتابفرشی با نورا گشت می‌زدیم که چشمم به کتاب حمید مصدق افتاد. اولین بار بود اسمش رو می‌شنیدم. یه صفحه رو باز کردم و ...</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>دور میدون انقلاب، توی یه کتابفرشی با نورا گشت می‌زدیم که چشمم به کتاب حمید مصدق افتاد. اولین بار بود اسمش رو می‌شنیدم. یه صفحه رو باز کردم و ...</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>شعر، شاعران معاصر، ادبیات، هنر</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
    <item>
      <title>۲۴. پایان</title>
      <itunes:episode>24</itunes:episode>
      <podcast:episode>24</podcast:episode>
      <itunes:title>۲۴. پایان</itunes:title>
      <itunes:episodeType>full</itunes:episodeType>
      <guid isPermaLink="false">2ff8443f-ed7b-409a-95b0-715ba92c96e3</guid>
      <link>https://share.transistor.fm/s/57460d0b</link>
      <description>
        <![CDATA[همیشه از خوندن شعر برای دوستانم لذت می‌بردم. برنامه‌های «حس مشترک» فرصت خوبی بود که باز هم احساس دوران نوجوانی‌ام تکرار بشه.]]>
      </description>
      <content:encoded>
        <![CDATA[همیشه از خوندن شعر برای دوستانم لذت می‌بردم. برنامه‌های «حس مشترک» فرصت خوبی بود که باز هم احساس دوران نوجوانی‌ام تکرار بشه.]]>
      </content:encoded>
      <pubDate>Tue, 19 May 2020 22:00:00 -0400</pubDate>
      <author>Persian Media Production | رسانه پارسی</author>
      <enclosure url="https://media.transistor.fm/57460d0b/bf77b166.mp3" length="22556204" type="audio/mpeg"/>
      <itunes:author>Persian Media Production | رسانه پارسی</itunes:author>
      <itunes:image href="https://img.transistor.fm/e0QZSps9894Zywxqg9td6ZKVcXLBpp9d_8tqujTyz-0/rs:fill:0:0:1/w:1400/h:1400/q:60/mb:500000/aHR0cHM6Ly9pbWct/dXBsb2FkLXByb2R1/Y3Rpb24udHJhbnNp/c3Rvci5mbS9lcGlz/b2RlLzI2MTIyMy8x/NTg5OTAwNzU1LWFy/dHdvcmsuanBn.jpg"/>
      <itunes:duration>903</itunes:duration>
      <itunes:summary>همیشه از خوندن شعر برای دوستانم لذت می‌بردم. برنامه‌های «حس مشترک» فرصت خوبی بود که باز هم احساس دوران نوجوانی‌ام تکرار بشه.</itunes:summary>
      <itunes:subtitle>همیشه از خوندن شعر برای دوستانم لذت می‌بردم. برنامه‌های «حس مشترک» فرصت خوبی بود که باز هم احساس دوران نوجوانی‌ام تکرار بشه.</itunes:subtitle>
      <itunes:keywords>شعر، شاعران معاصر، ادبیات، هنر</itunes:keywords>
      <itunes:explicit>No</itunes:explicit>
    </item>
  </channel>
</rss>
